به مناسبت روزمولوی : تا چند سخن گفتن از سینَک و از شینَک ؟

امروز هشتصد و دومین سالروز تولد جلال الدین محمد مولوی شاعر بزرگ ایرانی است که شعاع انوار شعرش بسیار فراتر از خاک پهناور کشورمان است .

به همین مناسبت سه - چهار غزل از دیوان کبیر شمس تبریزی او برگزیده ام که تقدیم دوستان خوب و خوانندگان وبلاگم می کنم :

 

١ - آن میر دروغین بین ، با اَسپَک و با زینَک

شنگینَک و مَنگینَک ، سر بسته به زرّینَک

چون مُنکِر ِ مرگ است او ، گوید که : اجل کو ، کو ؟

مرگ آیدش از شش سو ، گوید که : منم ، اینک

گوید اجلش کای خر ! کو آن همه کرّ و فَر ؟

وان سُبلَت و آن بینی ، وان کِبرَک و آن کینَک ؟

کو شاهد و کو شادی ؟ مَفرَش به کیان دادی؟

خشت است تو را بالین ، خاک است نهالینَک

تَرک خور و خفتن گو ! رو ، دین ِ حقیقی جو !

تا میر ِ ابد باشد ، بی رسمَک و آیینَک

چون مرد خدا بینی ، مردی کن و خدمت کن

چون رنج و بلا بینی ، در رخ مَفِکَن چینَک

این هجو من است ای تن ، وان میر منم ؛ هم من

تا چند سخن گفتن از سینَک و از شینَک ؟

شمس الحق تبریزی ! خود آب حیاتی تو

وان آب کجا یابد ، جز دیده غمگینَک ؟

 

 

٢- ای خدا ! این وصل را هجران مکن

سر خوشان عشق را نالان مکن

باغ جان را تازه و سر سبز دار

قصد این مَستان و این بُستان مکن

چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن

خلق را مسکین و سرگردان مکن

بر درختی کآشیان مرغ توست

شاخ مشکن ! مرغ را پرّان مکن

جمع و شمع خویش را بر هم مزن

دشمنان را کور کن ! شادان مکن

گرچه دزدان ، خصم ِ روز ِ روشَنند

آنچه می خواهد دل ایشان ، مکن

کعبه اقبال ، این حلقه است و بس

کعبه اومید را ویران مکن

نیست در عالم ز هجران تلختر

هر چه خواهی کن ، ولیکن آن مکن !

 <br/><a href=

 ٣- عاشقان را آتشی ، وانگه چه پنهان آتشی !

وز برای امتحان ، بر نقد مردان آتشی

داغ سلطان می نهند اندر دل مردان ِ عشق

تخت سلطان در میان و گِرد سلطان آتشی

آفتابش تافته در روزن هر عاشقی

ما پریشان ، ذره وار اندر پریشان آتشی

الصلا ! ای عاشقان ، کاین عشق خوانی گسترید

بهر آتشخوارگانش ، بر سر خوان آتشی

عکس این آتش بزد بر آینه ی گردون و شد

هر طرف از اختران ، بر چرخ ِ گَردان آتشی

 

و بالاخره این غزل که مثل بسیاری از غزلهای مولوی ، ما را به یاد عزیزترین موجود  می اندازد :

 

جان ِ جهان ! دوش کجا بوده ای ؟

نی ، غلطم ؛ در دل ما بوده ای

آه که من دوش چه سان بوده ام ؟!

آه که تو دوش که را بوده ای !

رشک بَرَم . کاش قبا بودمی

چون که در آغوش ِ قبا بوده ای

زَهره ندارم که بگویم تو را :

"بی من ِ بیچاره کجا بوده ای ؟ "

رنگ ِ رخ ِ خوب ِ تو ، آخر گُواست

در حرم ِ لطف ِ خدا بوده ای

آینه ای . رنگ تو عکس ِ کسی است

تو ز همه رنگ ، جدا بوده ای ...

 

پانوشت : این هم متن بیانات زیبا و عمیق حضرت آیت الله سید علی خامنه ای درباره شعر مولوی که ماه مبارک رمضان سال گذشته در پایان مراسم شعر خوانی شاعران در محضر ایشان ایراد شد . به علاقه مندان شعر مولوی توصیه می کنم این اظهارات را حتما ملاحظه کنند.

 - این دو مطلب + و + را هم سالهای پیش به مناسبتهایی درباره مولوی نوشته ام که اگر دوست داشتید بخوانید.

/ 25 نظر / 290 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین

از اینکه کامنت های بدون توهین را سانسور نمی کنید سپاسگزارم اما چون قبلا مطلبی را درباره نیمه شعبان نوشته بودم و سانسور کردید گمان کردم شاید این را هم سانسور کنید چون در آن مطلب هم توهینی نکرده بودم فقط گفته بودم به جای راز و نیاز نیمه شعبان به قربانیان کهریزک برسید که در نظام مدعی امام زمان مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفته اند هر چند حتما می گویید دروغ است و توطئه دشمن و ... اسناد توطئه هم حتما دارید و ... اما در مورد تسلط مقام معظم رهبری بر شعر و شاعری همین بس که نشناختن شعر معروف سهراب سپهری گویای همه چیز هست حتی اگر همه دختر دبیرستانی هم شعر را بشناسند دلیلی وجود ندارد که مقام عظما این شعر را نشانسد! دوست عزیز این اصرار شما در بت ساختن از یک شخصیت معمولی را نمی دانم فقط شما را به قران ارجاع می دهم تا بدانید اساس اسلام بر خردورزی و دوری از شرک است. بت ساختن از یک انسان معمولی و تجمیع قدرت در یک بیت به وضعیت نابهنجار کنونی منجر می شود که داد انسان هایی مانند نوری زاد - مستند ساز دفاع مقدس - هم در می آید. [گل]

فاطمه کیا

چشم...سلام می رسانم...سلامت باشید... آقای دژاکام حالا دیگه مارو یادتون نمیاد؟! چرا اینقد بد شانسیم ما![نیشخند]

امیرحسین ثابتی

سلام به مطلب جدید به روزم به والده گرامی هم سلام برسانید التماس دعا

سمیرا

سلام ... مسیرم از وبلاگ عباس اقا ( عصیان ) به این جا افتاد . و آشنایی با عصیان از نمایشگاه شروع شد ... و من چه کم سعادت بودم که روزی که شما نمایشگاه بودید اونجا نبودم . به هر حال خوشحالم که اینجا رو پیدا کردم ... یا علی

علی اصغر

هرچند در برابر، شرمنده ایم از تو اندر میان میدان، ما را تو می شناسی با احمدی به راهت سرباز بی نظیریم صد بار سر ببازیم ، ما را تو می شناسی ما رهرو شهیدیم ، از یأس بی نصیبیم امید قلب زهرا(س) ، ما را تو می شناسی هر لحظه از وجودت عطر نگار آید گلزار بی خزانی ، ما را تو می شناسی ما عکس یار گیریم از لحظه لحظه رویت ای سید خراسان، ما را تو می شناسی کی می شود بیاید ، برداری آن علم را بستیم توشه راه ، ما را تو می شناسی علی اصغر – یه نسل سومی

علی اصغر

با سلام و تحیات خسته نباشید در این جهاد فرهنگی شعری در پاسخ به شعر مقام معظم رهبری(مدظله) بسم رب المهدی(عج) نسل ظهور (خطاب به نائب امام زمان(عج)) ما عاشقان یاریم ، ما را تو می شناسی هرچند پرگناهیم ، ما را تو می شناسی در انتظار جانان ، هر لحظه بی قراریم دل بسته بر تو داریم ، ما را تو می شناسی ای سید خراسان ، ای مژده بهاران هر لحظه در رکابیم ، ما را تو می شناسی لب بسته ای و در دل بس درد و راز داری بگشای لب، بفرما ، ما را تو می شناسی ما در ره خمینی(ره) ، بستیم عهد و پیمان هستیم ما بر آن عهد ، ما را تو می شناسی فرموده اید بر ما که اعتماد دارید ثابت کنیم الحق ، ما را تو می شناسی با یک خروش خشمت، ما عالمی بگیریم شیران بی گریزیم ، ما را تو می شناسی از شعله های خشمت، اهریمنان گریزان کوبنده شیاطین، ما را تو می شناسی هرچند در برابر، شرمنده ایم از تو اندر میان میدان، ما را تو می شناسی با احمدی به راهت سرباز بی نظیریم صد بار سر ببازیم ، ما را تو می شناسی ما رهرو شهیدیم ، از یأس بی نصیبیم امید قلب زهرا(س) ، ما را تو می شناسی هر لحظه از وجودت عطر نگار آید گلزا

طهورا

سلام. از مولوی گفتید و مرا به یاد ایام کودکی انداختید که بازی و تفریحمان روبروی هم نشستن و خواندن اشعار مولوی بود و گوش به زنگ که چه کسی اشتباه می خواند تا مچ گیری کنیم.

عکاس مسلمان

بسم الله /” ای خدا این وصل را هجران مکن. سرخوشان عشق را نالان مکن.” نمیدونم چرا آقای دژاکام همیشه این بیت رو بیشتر دوست داشتم. نمی دونم؟! شاید بخاطر عشق خدایی باشه. شایدم عشق زمینی؟! مؤید و منصور باشید عکاس مسلمان نیز با دو عکس نوشت بروز شد. “قالیشویان” و “تصویر در تصویر” منتظر کلیک رنجه شما هستم. یا حق

حسین

اقای دژاکام این ژست دموکراتیک را بگذار در کوزه آبش را بخور. دو کامنت مستدل مرا هم حذف کردی چون جوابی نداشتی. حرف حسابی جواب ندارد. در این جهل مرکب خود بمان و دل خوش باش. یا حق

جوابیه حسین به اتهامات آب و آتش

اقای دژاکام عزیز شما در جواب کامنت من تهمت ضدیت با انقلاب و رهبری به من زده اید و پاسخ من به این تهمت را سانسور می کنید. آیا این نشانه ایمان شماست یا صداقت یا هر دو؟! اگر قرار است جواب من سانسور شود بهتر است اتهام سخیف ضدیت با انقلاب را نیز که به من نسبت داده اید بردارید. بار دیگر تاکید می کنم اینجانب ضد انقلاب نیستم بلکه دفاع از آزادی و کرامت انسانی را عین دفاع از انقلاب می دانم و برعکس سانسور و خفقان و ضدیت با آزادی را مصداق ضدیت با انقلاب بزرگ بهمن 57 ملت ایران می دانم. از این دیدگاه صفت "ضد انقلاب" بیشتر مناسب شما و این جامه بیشتر برازنده قامت شماست. درباره ضدیت با رهبری نیز باید عرض کنم من ضدیت نکرده بلکه از رهبری انتقاد دارم که این نیز درهیچ جای قانون اساسی منع نشده بلکه مطابق با قانون اساسی حق هر ایرانی است از این دیدگاه نیز شیفتگی شما در برابر رهبر جدای از اینکه رنگ و بوی فاشیسم دارد به طریق اولی ضدیت شما با انقلاب را نیز بیشتر اثبات می کند و شرک نیز به شمار می رود.